بازدید : 990
تاریخ درج : 1392/6/8
فهرست موضوعات هم سطح
 
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

تاویل چیست؟

منابع مقاله: ، ؛



آیات تاویل در قرآن کریم

آیاتی از قرآن کریم که در آنها سخن از تاویل گفته شده عبارتند از:

1- قال تعالى: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ آل عمران/ 7.

2- قال تعالى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا النساء/ 59.

3- قال تعالى وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا الأسراء/ 35.

4- قال تعالى هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ الأعراف/ 53.

5- قال تعالى بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ يونس/ 39.

6- وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى‏ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ يوسف/ 6.

7- قال تعالى .. وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى‏ أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ يوسف/ 21.

8- قال تعالى قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ يوسف/ 44.

9- قال تعالى وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ يوسف/ 45.

10- قال تعالى وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ يوسف/ 36.

11- قال تعالى قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ‏

يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ يوسف/ 37.

12- قال تعالى وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ ... يوسف/ 100.

13- قال تعالى رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ ..يوسف/ 101.

14- قال تعالى سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ... الكهف/ 78.

15- قال تعالى ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ... الكهف/ 82.

 

معنای تاویل در آیات فوق

در سه آیه از آیات فوق یعنی آیات سوره های آل عمران و اعراف و یونس سخن درباره تاویل آیات قرآن است و در سایر آیات به تاویل خواب و یا تاویل برخی حوادث و رخدادها اشاره شده است.

علامه ره در مورد آیات دسته دوم که مربوط به قرآن نیست فرموده است:

«در خوابهائى كه در سوره يوسف نقل و تأويل شده تأويل خواب حقيقتى است خارجى كه در صورت خاصى براى بيننده خواب جلوه كرده است. در قصه‏هاى موسى و خضر تأويلى كه خضر اظهار ميكند حقيقتى است كه كارهائى كه انجام داده از آن سرچشمه ميگيرد و خودكار بنحوى بتأويل خود متضمن است 

و در آيه «وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ» كه بدرستى كيل و وزن امر ميكند تأويل آن يك حقيقت و مصلحتى است عمومى كه اين فرمان تكيه بآن دارد و بنحوى تحقق دهنده او است

و همچنين در آيه «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ» که  رد نزاع به خدا و رسول کرده نيز به همين قرار است. قرآن در اسلام، ص: 64

اما دیدگاه علامه را درباره سه آیه ای که در مورد تاویل آیات قرآن است جداگانه توضیح خواهیم داد.

 

رای مشهور میان قرآن شناسان درباره معنای تاویل

به گفته علامه ره نظر مشهور میان قدما آن بوده که مراد از تاویل همان تفسیر آیاتی از قرآن است که معنای آن متشابه بوده و کاملا روشن نیست ولی مشهور میان دانشمندان متاخر بر خلاف نظر متقدمین است؛ به نظر آنان تاویل آیه آن جایی گفته می شود که ناچاریم به شهادت قراین داخلی و یا خارجی معنایی خلاف ظاهر را بر آیه حمل کنیم.

قرضاوی هم همسو با این معنی گفته است: «مقصود از تأويلدر اينجا معناى اصطلاحى آن است كه عبارت است از تغيير معناى ظاهرى لفظ به معناى مرجوع و احتمالى آن بنابه دليلى كه آن را ترجيح مى‏دهد»(کتاب منشور زندگی)

 

در کتاب قرآن شناسی آمده است:

«ششم: تأويل، مفهومى برخلاف ظاهر آيات است كه خداوند مى‏خواسته از راه آيات قرآن بيان كند و هيچ‏گونه قرينه‏اى بر آن اقامه نكرده است.

لازمه اين سخن به نادانى انداختن (اغراى به جهل) و در نتيجه گمراه كردن مردم است كه با هدف نزول قرآن كه هدايت بندگان است، سازگار نبوده و نقض غرض مى‏باشد؛ زيرا به دليل ذكر نكردن قرينه، مردم آن را بر طبق ظاهر مى‏فهمند، در حالى كه خلاف آن مقصود خداست و هيچ قرينه‏اى براى فهم درست آن وجود ندارد.

هفتم: تأويل، مفهوم خلاف ظاهر آيات قرآن است كه خداوند آن را از راه آيات قرآن و با تكيه بر قراينى كه در خود قرآن وجود دارد، بيان كرده است.

اين وجه نيز- همانند وجه پنجم- تفسير قرآن به شمار مى‏آيد و در برابر تأويل قرار دارد.

هشتم: تأويل مفهومى است برخلاف ظاهر آيات كه خداوند آن را در آيات قرآن و با تكيه بر سخنان معصومان عليهم السّلام كه از راه وحى و الهام دريافت كرده‏اند، بيان كرده است و به آن متعبد مى‏شويم.

در روايات اين احتمال تأويل ناميده شده است؛ ولى هيچ شاهدى در دست نيست كه واژه تأويل در روايات و آيات به يك معنا باشد؛ چنان‏كه واژه مكروه در برخى روايات با مفاد اين واژه در قرآن متفاوت است» قرآن‏شناسى(مصباح)، ج‏2، ص: 247

 

معنای تاویل در رای مرحوم معرفت

ایشان در کتاب تفسير و مفسران آورده است:

«در گذشته تفسير و تأويل دو لفظ مترادف بود؛ لذا طبرى در تفسير خود «جامع البيان» آن دو را به يك معنا گرفته است، و در موقع تفسير آيه مى‏گويد: «القول في تأويل الآية»، ولى در اصطلاح متأخران، تأويل به معنايى مغاير با تفسير و شايد اخصّ از آن به كار رفته است. تفسير- چنان كه گذشت- عبارت است از: رفع ابهام از لفظ دشوار و نارسا؛ از اين رو تفسير در جايى كاربرد دارد كه به علت تعقيد و پيچيدگى در الفاظ، معنا مبهم و نارسا باشد، البته عوامل لفظى و معنوى- چنان كه شرحش گذشت- در ايجاد تعقيد نقش دارد، ولى تأويل عبارت است از: دفع شك و شبهه از اقوال و افعال متشابه. بنابراين تأويل در موردى به كار مى‏رود كه ظاهر لفظ يا عمل، شبهه‏انگيز باشد، به طورى كه موجب پوشيدگى حقيقت معناى كلام و غرض اصلى گوينده شده باشد، و وظيفه تأويل كننده برطرف كردن اين خفا و نارسايى است. بنابراين تأويل علاوه بر رفع ابهام، همزمان، دفع شبهه نيز مى‏نمايد. پس هر جا تشابهى در الفاظ باشد، ابهامى در معنا حاصل خواهد شد؛ لذا در تأويل رفع ابهام و دفع شبهه، توأم است.

در قرآن كريم، تأويل به سه معنا آمده است:

1. توجيه ظاهر لفظ يا عمل متشابه به گونه‏اى صحيح كه مورد قبول عقل و مطابق با نقل باشد كه ممكن است مصداق تأويل بدين معنا در متشابه قولى، آيه مباركه‏ «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ» «1»، و در عمل متشابه، جريان مصاحب موسى كه در آيات سوره كهف بدان اشاره رفته است:

«سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً» «2». و «ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً» «3» باشد.

2. تعبير خواب، كه تأويل به اين معنا هشت بار در سوره يوسف- آيات 6 «4»، 21 «5»، 36 «6»، 37 «7»، 44 «8»، 45 «9»، 100 «10»، 101 «11»- آمده است.

3. فرجام و حاصل كار؛ به عبارت ديگر، تأويل يك موضوع يعنى آنچه كه آن موضوع بدان منتهى مى‏شود؛ مانند آيه مباركه‏ «وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ، ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» «12» كه‏ «أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» يعنى بهتر و با سرانجامى نيكوتر. شايد بتوان آيه‏ مباركه زير را نيز مصداق همين معناى تأويل دانست: «... فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ، ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» «1». يعنى مفيدتر و خوش عاقبت‏تر. البته شايد در دو آيه اخير، تأويل به اين معنا نباشد، بلكه به معناى بهترين تفسير و قوى‏ترين احتمال براى معناى مقصود باشد همان طور كه در آيه مباركه‏ «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» «2» به اين معنا اشاره شده است.

مصداق ديگر تأويل به معناى سرانجام و عاقبت كار، آيه مباركه‏ «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ» «3» است؛ يعنى آيا در انتظار به سر مى‏برند تا بدانند فرجام كار شريعت و قرآن به كجا ختم مى‏شود؟ آگاه باشند كه انتظارشان چندان به طول نخواهد انجاميد و به سزاى خويش- آنچنان كه خداوند در آيات زير وعده كرده است- خواهند رسيد: «يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى‏ يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ» «4» و «كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ» «5» و «وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ» «6».

تا اينجا معانى سه گانه تأويل در قرآن را بيان كرديم.

معناى چهارم تأويل[همان معنای بطن است]- كه در قرآن نيامده، ولى در كلام پيشينيان به كار رفته- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده از آيه‏اى كه در مورد خاصى نازل شده است؛ اهل فن گفته‏اند: «العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد». از تأويل به اين معنا، گاهى به «بطن» يعنى معناى ثانوى و پوشيده‏اى كه از ظاهر آيه به دست نمى‏آيد هم تعبير شده است، در مقابل «ظهر» يعنى معناى اوليه‏اى كه ظاهر آيه بر حسب وضع و كاربرد، آن معنا را مى‏فهماند...

به هر حال، اين معناى تأويل (معناى چهارم) دامنه‏اى بس گسترده دارد و همچنين معناست كه ضامن عموميت قرآن است و موجب مى‏شود قرآن شامل تمام زمان‏ها و دوران‏ها باشد؛ زيرا اگر مفاهيم فراگير برگرفته شده از موارد خاص نباشد و آيه‏ مختص همان مورد شأن نزول باشد، بسيارى از آيات قرآن عاطل و بى‏ثمر مى‏شوند و فايده‏اى جز ثواب تلاوت و ترتيل آن در طول شبانه روز نخواهند داشت.

برخى گمان برده‏اند كه تأويل قرآن از دايره مفاهيم ذهنى و تعبيرات لفظى خارج و از سنخ اعيان و اشياى خارجى است. به گمان اينان هر آنچه در قرآن اعم از حكمت‏ها و آداب و سنن و احكام آمده است، از آن رو كه برگرفته از اعيان خارجى است و سرانجام بدان منتهى مى‏شود، تأويل قرآن به حساب مى‏آيد ولى در تبيين و توضيح آن حقيقت خارجى كه تمامى حقايق قرآن اعم از معارف و احكام به آن باز مى‏گردد و بر آن منطبق مى‏شود، اختلاف نظر دارند.

این نظر را ابن تيميه در رساله‏اى كه درباره متشابهات و تأويل نگاشته است مطرح کرده است.

سخن ابن تيميه كه مورد تمجيد و تأييد رشيد رضا هم واقع شد تفسير المنار، ج 3، ص 196- 172.  چيزى بيشتر از بيان مفهوم لغوى ماده تأويل؛ يعنى مآل و مرجع شى‏ء نيست. اما اينكه اعيان خارجيه را مصداق تأويل آيات دانستند، احتمالا از باب اشتباه مصداق به جاى مفهوم است؛ زيرا وجود عينى اشياء، عين تشخّص آنهاست كه از آن به مصداق خارجى نيز تعبير مى‏شود و تا كنون در استعمال رايج و معمول كسى ديده نشده است كه لفظ تأويل را بر مصداق خارجى شى‏ء اطلاق كند و احتمالا اين استعمال، نو آورد خاص اين دو نفر (ابن تيميه و رشيد رضا) است، كه در اين صورت ما بر سر اصطلاح نزاعى نداريم».کتاب تفسیر و مفسران

 

دیدگاه علامه طباطبایی ره

دیدگاه علامه ره را جداگانه مطرح می کنیم ولی اجمالا باید دانست که ایشان تاویل را از نوع معنا و مدلول لفظ نمی دانند. به نظر ایشان تاویل آیات قرآن حقیقتی است که آیات قرآن از آن حقیقت متعالی نشات گرفته و آن  حقیقت از نوع معنا و مدلولی که بتوان با علم حصولی و با استفاده از درک و فهم عقلی به آن رسید نمی باشد؛ آن معنا از نوع  حقیقت محض است که تنها با اتصال وجودی و علم حضوری قابل درک و نیل است.

ارسال نظر
نویسنده
متن
*